|
آسمان آبی ست
مثل رنگ شب دل من
عارفانه می سوزد از تنهایی
دل می شکوفد وقتی آشنا شود با رهایی
دنیای من پر از آرزوهاییست طلایی
دیگر چه کنم مردم از تنهایی
زندگیم می گذرد از روی زمستان
از ندای خش خش برگهای پاییزان
گر چه خسته ام از ادامه راه
سینه ام پز از غم است و آه
|